به گزارش شهرآرانیوز؛ آیین «کسوتپوشی کعبه» بیش از آنکه سنتی آیینی باشد، نمادی از مشروعیت و مرجعیت در جهان اسلام به شمار میرفت؛ میدانی که در آن سلاطین و حاکمان برای اثبات برتری و نفوذ خود، به نبردی خاموش و دیپلماتیک دست میزدند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند. گزارش پیشرو، روایتی است از اراده پولادین شاهرختیموری در گذار از موانع سخت انحصارطلبی دولت ممالک عربی برای ماندگاری نام خود در بلندای قبلهگاه امت. او سالها صبوری و تلاش کرد تا بالاخره توانست دیبای فاخر ایرانی را بر دیوارهای خانه خدا بیاویزد. اتفاقی که بهنوعی جابهجایی قدرت میان شاه مصری و حاکم خراسان بود.

کعبه از زمان حضرت ابراهیم (ع)، کسوه یا همان پرده بلند مشکی بر روی دیوارهای خود نداشت؛ اما بر طبق روایات تاریخی، حضرت اسماعیل (ع) برای نخستینبار بر آن جامه پوشاند و پس از او، افرادی مانند عدنان (جد پیامبر) و تَبّع از پادشاهان یمن این مسیر را ادامه دادند تا این رسم در تاریخ باقی بماند و تا روزگار ما استمرار یابد.
کعبه آنچنان در میان مسلمانان شأن و جایگاه داشته که هر کسی نمیتوانسته به افتخار جامهدوزی برای آن نائل شود؛ از همینرو، معمولا پادشاهان و بزرگانی که دارای نفوذ و قدرت بیشتری بودند، در این رسم سرآمدتر بودند و شانس بیشتری برای استفاده از این امتیاز را داشتند.
در واقع سلاطین مقتدر، کسوه را نه فقط یک پوشش، بلکه ابزاری برای نمایش شکوه حکومتی خود میدیدند.
گزارهای که برای جامهپوشان کعبه وجاهت دینی، شهرت جهانی، احترام همگانی، تحکیم جایگاه سیاسی، رونق اقتصادی و تثبیت قدرت را به همراه داشت.
از نگاه مردم، اینکار مذهبی بهشمار میآمد ولی حاکمان نیمنگاهی به آوردههای آن هم داشتند.
بزرگان و حکمای ایران نیز گاهی دلشان هوای بهرهمندی از این ویژگی را میکرد تا خودی نشان دهند؛ برای نمونه، عضدالدوله، نخستین پادشاه ایران است که در سال ۳۹۶قمری پوششی برای بیتا... الحرام فرستاد تا قامت بلند کعبه را بپوشاند.
پس از او سلطان محمود غزنوی است که ۷۰ سال بعد از عضدالدوله، بخت خود را در این وادی آزمود و دیبای زردرنگی را توسط خواجه نظامالملک طوسی به مکه برد تا از خانه خدا بیاویزند. در سال۵۳۲ قمری نیز شیخ ابوالقاسم رامشت، تاجر بزرگ ایرانی، جامهای بسیار فاخر به حریم امن الهی اهدا کرد تا مدتی را تنآسای سنگهای سیاه و آفتابخورده خانه دوست شوند.
همانطور که از تاریخها معلوم است، پردهپوشی قبلهگاه امت، تاریخی دیرینه و دور دارد و ایرانیهای زیادی به این افتخار نائل نشدهاند.

در زمان عباسیان، امر جامهپوشی بر کعبه برعهده آنان بوده و تنها با موافقت آنها آراستن دیوارهای قبلهگاه مسلمانان ممکن میشده است؛ تا آنکه دولت عباسی رو به سستی رفت و جایگاه خلافت با زیرکی به مصر انتقال یافت.
از آن پس، جامه کعبه و خدمت به حرمین در زمره امور حاکمان مصر قرار گرفت. طبق روایت ابنبطوطه، کاروان مصر هر ساله پرده جدید کعبه را به همراه خود به حج میبرد و در روز عید قربان بر کعبه میپوشاند تا قدرت و مشروعیت خود را بازتولید کنند.
در این دوران، اهتمام به امور مکه و مدینه و مشارکت در امور حج، بهمنزله گزارهای برای اثبات حقانیت حاکمان بود؛ نبردی نانوشته میان حاکمان مسلمان تا عیار خود را به اثبات برسانند و قدرتشان را به رخ رقبا بکشند. آنان محمل و پرچم به مکه میفرستادند، کاروانشان را با دبدبه و کبکبه راهی حج میکردند یا کسوه بر کعبه میپوشاندند تا قدرتنمایی کنند.

صالح اسماعیل از پادشاهان مصری، وقفی برای اینکار قرار داد و بر اساس آن مقرر شد سالی یکبار جامه کعبه را عوض کنند و هر پنج سال، جامهای برای حجره پیامبر (ص) و منبر آن حضرت بدوزند.
او دهکده یا دهکدههایی را در اطراف استان قلیوبیه مصر به اینکار اختصاص داد. همین وقف، جای پای سلاطین مصری را برای تعویض پوشش کعبه محکمتر کرد تا نشانهای از قدرت و قوت حکومتشان باشد.
بعدها همین وقف بهانهای شد تا مانع از نقشآفرینی دیگر حاکمان در دوخت کسوه شوند.
در سال۷۵۱هجری، ملک مجاهد، پادشاه یمن، تصمیم گرفت جامه مصری را بردارد و پوششی با نام خود بر خانه کعبه بپوشاند. این مسئله جنگی میان آنان برانگیخت تا معلوم شود که مسئله پوشش کعبه تنها بر راستنیت بودن واقف و انگیزههای مذهبی او استوار نیست و «به رخکشیدن قدرت» نیز در این میان نقشی بزرگ دارد.
این مسئله آنجا اهمیت پیدا میکند که وقتی شاهان ایرانی از جمله شاهرخ میرزا میخواست که پوشش مطهر خانه خدا را با نذر خود بیاراید، علمای مصری مسئله شرعی وقفه در وقف را پیش میکشیدند و مانع آن میشدند.

داستان شاهرخ را باید از جای دیگری شروع کرد و به سالها پیش از به حکومت رسیدن او رفت. در زمانهای که مغولان به ایران حمله میکنند و حج در ایران تعطیل میشود.
در واقع با تأسیس حکومت ایلخانی، کاروانهای حج به شکلی کجدارومریز راه میافتند، اما تا زمان به حکومت رسیدن تیموریان، به قوت سابق بازنمیگردند. شاهرخ میرزا در سال۸۰۷ به حکومت خراسان میرسد. او که تلاشهای دینی بسیاری از جمله زیارت مشهد و آویختن قندیل طلا بر گنبد حرم رضوی داشته، به حج نیز اهتمام ویژهای دارد تا نشان دهد حکومتی مذهبی را بر پا کرده است.
کمک به سرشناسان برای انجام فریضه حج، صدور فرامین برای رفاه حال حجاج، ارسال وجوهات، تعیین اوقاف برای حرمین شریفین، مکاتبه با سلاطین مصر برای دادخواهی حجاج ایرانی و تأمین امنیت راههای حج، از جمله اقدامات اوست تا که به گردهمایی سالانه مسلمانان عرض ارادت کند.
شاید یکی از مهمترین اقدامات شاهرخ در توجه به حج، تلاش او برای پوشاندن جامهای ایرانی بر کعبه معظم باشد تا او هم از این خوان نعمت عقب نماند.
در زمانهای که حکام مصری خود را صاحباختیار کعبه میدانستند، شاهرخ میرزا در سال ۸۳۲قمری از پادشاه مصر، ملک اشرف برسبای، تقاضا میکند اجازه دهد بیرون یا درون کعبه را با دیبای فاخر ایرانی بپوشاند.
برسبای که در تلاش برای اثبات قدرت خود بر ممالک اسلامی است به همین راحتی حاضر نیست این امتیاز را به شاهرخ واگذار کند و درخواستش را رد میکند.
در ادامه، شاهرخ از خواستهاش کوتاه نمیآید و اینبار به انگیزههای مذهبی متوسل میشود. او ادعا میکند که نذر کرده است و باید آن را ادا کند و حتی اعلام میکند جامه آماده را به مصر میفرستد تا خود آنان، پوشش را به سوی مکه ببرند و حتی برای یک روز هم شده آن را بر کعبه بیاویزند تا نیتش ادا شود.
اشرف، اما ارادهاش بر رد این پیشنهاد است و به اصرار شاه تیموری وقعی نمینهد.

شاهرخ با تکرار این ادعا در سالهای بعد ثابت میکند، بیدی نیست که با این بادها بلرزد. در سال بعد، شاهرخ درخواست خود را با سفیرانی به مصر میفرستد.
حاکم خراسان در این سال میخواهد برای اهالی مکه که در مضیقه آب بودند، چشمه آبی جاری کند که باز هم با مخالفت برسبای روبهرو میشود. در سال۸۳۶ قمری، شاهرخ نامه دیگری به حاکم مصر مینویسد. این نامه با دو سال تأخیر در سال۸۳۸قمری، توسط سیدتاجالدین علی به قاهره میرسد.
ملک اشرف در پاسخ مینویسد: «پوشاندن کعبه امر مقدس و خاصی است و حرمت ویژهای دارد که تنها به سلطان مصر اختصاص داشته و تا قیامت نیز سلاطین مصر باید به اقامه آن بپردازند.»
او به شاهرخ توصیه میکند هزینه آن جامه را به فقرای مکه صدقه دهد. شاهرخ، اما دستبردار نیست و هر بار که شکست میخورد، دوباره میکوشد تا نیتش را به عمل نزدیک کند.
آنچه قفل درخواست شاهرخ را باز میکند، مرگ ملکاشرف است. برسبای پس از ۴۰ سال سلطنت بر ممالک اسلامی از جمله مصر در سال۸۴۱ قمری از دنیا میرود.
پس از او حکومت ممالک آشفته شد و قبایل عرب به قافله حاجیان حمله میکنند. در این شرایط، امیر چقماق با لقب «ملک ظاهر» به حکومت میرسد و مناسبات دوستانهای با دربار تیموری که آنزمان در اوج قدرت و شکوه هستند، در پیش میگیرد.
آنها بارها و در مناسبتهای مختلف هیئتهایی همراه با هدایای گرانبها برای یکدیگر میفرستند تا روابطشان را بهبود بخشند.
در سال۸۴۳قمری، شاهرخ سفیرانی بلندپایه به مصر میفرستد و درخواست آویختن جامه ایرانی را بر حریم امن الهی میکند.
ملک ظاهر بر خلاف برسبای از این پیشنهاد استقبال میکند.
شاهرخ پیش از این، تمهیدات لازم را اندیشیده و غیاثالدین محمدحافظ رازی را به یزد فرستاده است تا بر بافت بهترین جامه برای خانه خدا نظارت کند.
در سال۸۴۷قمری، شاهرخ که تازه از بستر بیماری برخاسته است، این پارچه را روانه مصر میکند. هیئت شاهرخ در ۱۵شعبان سال۸۴۸ قمری به قاهره میرسد.
کاروان شاهرخ در مصر توسط مردم غارت میشود و جواهرات بسیاری از آنها به سرقت میرود، اما جامه کعبه سالم میماند و آن را به همراه حاجیان مصری به مکه میبرند و در روز عید قربان شاهرخ را به آرزویش میرسانند.
درنهایت، حاکم مصر اجازه میدهد درون کعبه را با آن کسوه بپوشانند تا نام تیموریان را در تاریخ پردهداری کعبه جاودانه شود.
سه سال بعد، شاهرخ دارفانی را وداع میگوید، ولی جامهای که او فرستاده بود، تا ۵سال پس از مرگش بر دیوارهای کعبه آویخته بود.
زمانی که تیموریان رو به افول بودند، ملک ظاهر که گویا تظاهر به استقبال از پرده شاهرخ داشته، متوجه میشود حالا میتواند آن پرده را پایین بکشد، بدون آنکه دردسری داشته باشد. با این حال ۸ سال پرده کعبه با نام حاکم خراسان گره خورده بوده و پیش چشم تماشای حجاج بوده است.
پانوشت:
*نصب پرده اهدایی شاهرخ تیموری در سال۸۴۸ هجری قمری صورت گرفت؛ بنابراین ۵۹۹سال قمری (۵۸۲ سال شمسی) از این واقعه، گذشته است.
* پوشش یا پردهای فاخر (معمولا از ابریشم سیاه و زربفت) که هر ساله در روز عید قربان بر گرد کعبه معظمه کشیده میشود.
**سلسلهای نظامی (۱۲۵۰–۱۵۱۷ م) در مصر و شام که با در دست گرفتن کلیدداری حرمین شریفین، آیین «کسوتپوشی کعبه» را در انحصار خود داشت و آن را نماد انحصاری مشروعیت سیاسی خویش میدانست.
منابع:
بررسی مناسبات شاهرخ تیموری با ممالیک با نگارش جواد عباسی و مهناز موسویمقدم
کعبه و جامه آن از آغاز تاکنون، نویسنده محمد الدقن ترجمه هادی انصاری
تاریخ الفی جلد هشتم با تلاش جمعی از نویسندگان
سالشمار تاریخ ایران و جهان به نگارش یحیی احمدیکرمانی